Skip directly to content

زنان معتاد ایرانی درفهرست روانیان و جانیان جای دارند

فیروزه رمضان زاده

جمهوری اسلامی یکی از کشورهایی است که بیشترین افراد معتاد را در دل خود جای داده است. آمار اعتیاد به مواد مخدر، جامعه ایران را در لبه پرتگاه یک تراژدی انسانی قرار داده است . امروز دژخیم اعتیاد به مواد مخدر گریبان صدها خانواده ایرانی را فشرده به طوری که تاکنون شیرازه هزاران خانواده مصرف کننده مواد مخدر از هم پاشیده و یا در حال ازهم پاشیدن است. در این میان زنان یکی از قطعات اولیه پازل سلامت اجتماعی خانواده به شمار می روند.

در این مجال به بررسی و تبیین اعتیاد زنان در ایران، علل و عوارض این پدیده ناهنجار اجتماعی  پرداخته ایم.

زنگ خطر رشد اعتیاد زنان و دختران

براساس آمارهای رسمی تنها در طول چهار سال گذشته رشد اعتیاد زنان سه برابر مردان بوده و در حال حاضر نیز ۶۰ درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل میدهند.همچنین گفته میشود به ازای هر ده مرد معتاد، هفت زن دچار اعتیاد هستند.

نتایج یك پژوهش نشان می دهد كه اولین پیشنهاد مصرف موادمخدر به زنان از طرف اعضای خانواده و بستگان نزدیكشان است

این پژوهش كه به سفارش سازمان بهزیستی و در ده استان كشور با جمعیت نمونه ۱۴۵۶ نفر كه ۹۷ نفر آنها را زنان معتاد تشكیل می دهند انجام شده نشان داد، بیش از نیمی از چون میهمانی های دوستانه و خانوادگی به ترتیب معتادان زن ۶۱/۵۲ درصد برای نخستین بار در خانه خود مصرف مواد مخدر كرده اند. و پس از آن در جاهایی ۷/۲۳ و ۵/۱۷ درصد  مواد مخدر مصرف کرده اند.

بررسی ۶۲ معتاد زن مورد بررسی در این پژوهش نشان داد كه میانگین سن شروع مصرف مواد مخدر در میان زنان معتاد در ۲۷ سالگی است ، اما میانگین سن شروع مصرف مخدردر مردان ۲۱ سالگی است كه به نحو معناداری تفاوت دارد.

همچنین بررسی سن شروع به مصرف مواد مخدر در زنان معتاد نشان  داد كه ۸/۳۶ درصد آنان مصرف مواد را از سن ۲۹ سالگی و بالاتر آغاز كردند و ۹/۱۶ درصد نیز در سنین كمتر از ۱۸ سالگی به مصرف آن مبادرت ورزیدند ۹/۶۳ درصد از زنان معتاد نیز تریاك را به عنوان نخستین ماده مورد مصرف خود و ۵/۱۶ درصد هروئین ۶/۱۴ درصد حشیش را ازاولین مواد مورد مصرف خود دانستند

پژوهش یاد شده، با اشاره به الگوی شروع مصرف مواد مخدر در میان زنان و مردان مصرف موادی مانند: سیگار و الكل رادر گرایش به سوی مصرف مواد مخدر مهم می داند. همچنین خانواده، گروه همسالان و برخی محیط های اجتماعی پارك ها، را ... در گرایش به اعتیاد وآسیب پذیری در برابر گرایش به مصرف مواد مخدر مهم عنوان می كند.

یافته های این پژوهش همچنین بیانگر برخی تفاوت های كلی بین الگوی شروع به مصرف مواد مخدر بین زنان و مردان است . بدین صورت كه مردان بیشتر تحت تاثیر عوامل اجتماعی و زنان تحت تاثیر عوامل فردی به مصرف مواد مخدر روی می آورند و شدت آسیب پذیری زنان در محیط های خانوادگی در قبال اعتیاد به مواد مخدر بیشتر از مردان است..

به گفته مقنیان مخبر كميسيون اجتماعي مجلس هفتم در گفتگو با خبرگزاری ایلنا زنگ خطر رشد اعتياد در بين زنان و دختران ايراني زده شده و مسوولان بيش از اين در چاره انديشي اساسي تعلل نكنند

عواملی چون نبود امکانات تربیتی، فقدان امید به آینده و امکانات مناسب برای گذران اوقات فراغت، نبود یا کمبود امنیت اجتماعی، گسیختگی خانواده ها، کاهش فضای خلاقیت در زندگی اجتماعی، شکاف نسل ها و وابستگی اقتصادی جوانان به خانواده ها و در عین استقلال طلبی آنها. و زنان نخستین قربانیان بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی اند. 

در این میان اعتیاد اگر نه اولین و بیشترین، بلکه یکی از مهمترین آنان است. تصور بیشتر فراد جامعه در مورد اعتیاد بر این است که مواد مخدر و سوء مصرف مواد بیشتر پدیده ای مردانه است.

سهم مواد مخدردر جرایم زنان 

تا همین چند سال پیش اعتیاد جرمی مردانه محسوب می شد، حالا اما زندان ها پر است از زنانی که به مصرف مواد مخدر پشت میله های زندان افتاده اند.

با این وجود اما هنوز مراکز بازپروری مردان و زنان فاصله ای قابل توجه دارد و عمر اولین مركز درمان گذري اعتياد زنان به ۴ ماه نمی رسد.

زنان در گذشته، مصرف کننده مواد مخدر به ویژه تریاک بودند و معمولاً تریاک را به عنوان دارو استفاده می کردند. بر اساس بر پژوهشی که در دبیرستانهای تهران انجام شده دخترانی مشاهده شده اند که سیگار حشیشدار مصرف می کرده اند.

این امر بیانگر این حقیقت است که الگوی درمانی مواد مخدر تغییر کرده است. تا اواخر دوره پهلوی، مسأله اعتیاد زنان، مسأله ای جدی نبوده است. اعتیاد در آن زمان وجود داشت ولی سهم زنان ناچیز بود. در آن زمان، سهم زنان در جرایم نیز پایین بود و مهمترین جرم آنها اعمال منافی عفت بود.

بر اساس آمارهای موجود، هرچه سهم زنان از جرایم بیشتر می شود، سهم آنها از مواد مخدر نیز افزایش می یابد. بر اساس  مطالعه ای انجام شده در سال ۱۳۸۰ ، زنان ۱۶ درصد جرائم را به خود اختصاص دادند که این میزان در اوایل انقلاب حدود ۳ یا ۴ درصد بود.

همچنین بررسی مطالعه دیگری در سال ۷۹، نشانگر این حقیقت است که در آن سال، ۶/۶ درصد زنان مصرف کننده مواد بودند. البته این آمار در تهران، ۳/۱۳ و در کرمان ۱۲ درصد بود و بیشتر معتادان به جنبه دارویی مواد مخدر توجه داشتند.

اما در سالهای اخیر با مطرح شدن مواد صنعتی، سهم زنان نیز در مصرف مواد بیشتر شد. سازمان زندانها در سال ۱۳۸۳، گزارش داد که ۴۲ درصد زنان زندانی معتاد هستند. 

مشکلی که در مورد زنان زندانی وجود داشت، این بود که مصرف به صورت تزریقی انجام می شد و آنها از سرنگ های مشترک استفاده می کردند.

در سال ۱۳۸۴، از یک نمونه آماری، آمار زنان معتاد شیرازی ۱۸ درصد بود. در سال ۱۳۸۱ ، ۶/۶ درصد سهم زنان تهرانی در اعتیاد گزارش شد که ۴۱ درصد آنها متأهل بودند و ۱۰۰ درصد هم توسط بستگان تشویق به کشیدن مواد شده بودند.

بنا به گزارش ستاد مواد مخدر بین ۴ تا ۶ درصد معتادان، زن هستند که ۵۴ درصد از این میزان متأهلاند اما به دلایل مختلف این سهم میتواند بسیار بیشتر از آمارهای ارائه شده باشد چراکه زنان تمایل ندارند اعلام کنند که مصرف کننده مواد مخدر هستند.

در مطالعه دیگری که در مراکز ارائه خدمات اعتیاد در تهران انجام شده، میانگین سنی زنان این مراکز بین ۱۴ تا ۶۴ سال و میانگین سنی، ۳۰ سال بوده، ۵۶ درصد از این افراد متأهل، ۳۰ درصد مجرد و ۱۴ درصد مطلقه بوده اند.

از نظر نوع مصرف نیز مصرفکنندگان تریاک ۴۵ درصد، هروئین ۱۱ درصد و بقیه افراد، مصرفکنندگان مواد مخدر دیگر بودند.

بر اساس مطالعات انجام شده زنان کمتر تمایل دارند که از روش تزریق استفاده کنند و بًیشتر مواد مخدر را از طریق استنشاق و خوردن مصرف می کنند.

ارتباط بین تن فروشی و اعتیاد، مسأله ای اساسی در اعتیاد زنان است و مصرف مواد مخدر بین زنان تن فروش پدیده شایعی است.

پایین ترین میزان گزارش شده در سال ۱۳۷۲، بیانگر این حقیقت است که ۱۲ درصد از زنان تن فروش، مواد مخدر مصرف می کنند. زنان تن فروش در مواردی به خاطر آثار سوء روحی و روانی تن فروشی، به مواد روی می آورند و در مواردی نیز مصرف مواد مخدر، نقطه شروعی برای تن فروشی آنهاست

افزایش ۱۵ درصدی اعتیاد  زنان ایرانی

به گفته مجید ابهری، آسیب شناس اجتماعی؛ با توجه به گسترش روز افزون مواد مخدر صنعتی و روانگردان و به دنبال تبلیغات مواد مخدراستفاده از این ماده طی ۱۰ سال گذشته در بین بانوان ۱۵ درصد افزایش داشته است

.هر چند آمار دقیقی از میزان جمعیت زنان معتاد در کشور وجود ندارد، اما براساس برخی پژوهشها، ۹/۶ درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می دهند.

آمارهای وزارت بهداشت نیز در مورد زنان معتاد از رقم ۱ زن معتاد به ازای ۸ مرد معتاد گزارش می دهد. برخی گزارش ها هم بر این امر تاکید دارند که در مقابل هر ۱۰۰ مرد معتاد ۷ زن معتاد در کشور وجود دارد..

از سوی دیگر به گفته مسوولان زندانهای کشور در حال حاضر ۵۰ درصد زندانیان زن در رابطه با مواد مخدر و اعتیاد در زندان هستند که به نقل از همین مسوولان، این آمار در سال های اخیر افزایش نیز داشته است.

بر اساس بررسی های انجام شده از روی الگو های مصرف مواد مخدر در سال ۱۳۷۷ نزدیک به ۸۱ در صد جمعیت نمونه افراد مصرف کننده مواد در ایران در فاصله سنی ۲۰ تا ۳۴ سال قرار داشتند.

در سال های ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ که آمار تفکیکی نسبت زنان در جمعیت معتادان موجود است، بیشترین میزان از سه استان کرمان، خراسان و تهران بوده اند، به گونه ای که بیش از ۵۰ درصد ازتمامی زنان مراجعه کننده به مراکز درمانی سراسر کشور از این استان ها بوده اند..

بنابر گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی به رغم تشدید مبارزه با قاچاق مواد مخدر و افزایش مراکز پذیرش و درمان در سطح کشور، از یک سو آمار مصرف کنندگان مواد مخدر روبه افزایش و از سوی دیگر سن شروع اعتیاد نیز کاهش یافته است.

درمطالعه کیفی که در زندان های بزرگ کشور به سال ۱۳۸۱ انجام شد، تنها در سه زندان از شش زندان زنان مورد بررسی، وجود مصرف تزریقی مواد، گزارش شد که بیشترمیزان آن را در کمتر از ۱۰ درصد زندانیان مصرف کننده مواد یاد کردند.

در این مطالعه مواد تزریقی مورد مصرف ابتدا تریاک (به صورت پودر) و سپس هروئین عنوان شده است. به طور کلی با توجه به آمارهای گوناگون ارائه شده، هرچند غیر دقیق، می توان جمعیت زنان معتاد به مواد را در کشور بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر یعنی ۰/۶ تا ۰/۸ درصد تخمین زد..

بدیهی است رقم واقعی مصرفکنندگان مواد اپیوئیدی بسیار بالاتر است. همچنین می توان نسبت زنان به مردان معتاد را در کشور، بین ۱ به ۱۳ تا ۱ به ۲۳ تخمین زد.

میزان مصرف هروئین در معتادان زن بسیار نگران کننده شده است و تعداد زنان مصرف کننده مواد تزریقی در کشور ۴ تا ۹ هزار نفر تخمین زده شده است

به نظر می رسد مصرف حشیش در جمعیت عمومی زنان بالغ، شایع نباشد، ولی در گروه هایی از زنان شیوع بیشتری دارد. مصرف حشیش و الکل در دختران دانشجو و مصرف تریاک در دانشجویان برخی از نقاط کشور، کم به نظر نمی رسد.

با وجود این آمار و اطلاعات پراکنده و مقدماتی، دیگر نمی توان به راحتی گفت جمعیت اندکی از زنان گرفتار مواد مخدر و پیامدهای آن هستند

دیگر سیگار تابو نیست

در گذشته ،یکی از عواملی که مانع مصرف سیگار بین دختران و زنان می شد، قبح فرهنگی آن بود؛ اگر در محیط خارج از خانه کسی سیگار می کشید، سعی می کرد آن را از دیگران پنهان کند، اما در سالهای اخیر قبح این کار از بین رفته و می بینیم که پشت فرمان خودرو، در پارکها و اماکن عمومی زنان ایرانی بی هیچ رعب و وحشتی از طرز برخورد جامعه، سیگار مصرف می کنند..

تمایل زنان به سیگار دلایل متعددی دارد.شاید یکی از دلایل این امر، ژست سیگار به دست گرفتن باشد که گمان می رود سیگاری ها با سیگار کشیدن کلاس اجتماعیشان بالا می رود؛ این یکی از باورهای غلط اجتماعی است.

از نظر زنان و دختران سيگاري، مصرف سيگار نشانه تشخّص، امروزي بودن، برابري بين زن و مرد، عامل جلب توجه و نيز وسيله جلب رضايت براي ورود به برخي گروههاي دوستي پسران است. . 

یکی دیگر از دلایل روی آوردن افراد به مصرف سیگار دلایل فردی است؛ پدر و مادر سیگاری به ویژه مادران سیگاری و دوستان، نقشی جدی در روی آوردن افراد به ویژه دختران به آن دارند. عوامل محیطی و  اجتماعی هم بی تاثیر نیستند.

از دیگر دلایل مصرف سیگار بین زنان مساله چاقی است که گاهی برای رهایی ازچاقی، به سیگارروی می آورند.

متاسفانه بعضی از مؤسسه های لاغری چنین دامهایی را برسر راه زنان ایرانی جوان پهن می کنند. تبلیغات غیرمستقیمی که می گویند سیگار کشیدن باعث کاهش وزن میشود عاملی برای روی آوردن بعضی زنان به سیگار است.

بر اساس آمارهای موجود، نزدیک به ۴/۳ درصد از زنان ايراني سيگار مصرف مي كنند که بخش زیادی از این میزان قشر تحصيلكرده هستند، به طوري كه گفته مي شود ۵ درصد از دختران دانشجو سيگاري هستند

بر اساس آمارهای موجود، نزدیک به ۴/۳ درصد از زنان ايراني سيگار مصرف ميكنند که بخش زیادی از این میزان قشر تحصيلكرده هستند، به طوري كه گفته ميشود ۵ درصد از دختران دانشجو سيگاري هستند.

از نظر زنان و دختران سيگاري، مصرف سيگار نشانه تشخّص، امروزي بودن، برابري بين زن و مرد، عامل جلب توجه و نيز وسيله جلب رضايت براي ورود به برخي گروههاي دوستي پسران است.

همچنین نتایج این پژوهش نشان داد كه میانگین سن شروع به سیگار در میان معتادان زن بیشتر از مردان است یعنی میانگین سن شروع به سیگار در بین زنان معتادی كه سابقه مصرف سیگار دارند ۹/۲۴ سال است كه در مقایسه با میانگین مشابه برای مردان سیگاری ۴/۱۸ تفاوت معناداری به چشم می خورد

بررسی مصرف الكل در زنان جمعیت نمونه هم نشان داده كه از ۹۷ زن معتاد جمعیت نمونه ۳/۷۶ درصد بدون سابقه مصرف الكل، ۳/۱۱ درصد دارای سابقه چنین مصرفی در گذشته و ۴/۱۲ درصد نیز در حال حاضر به مصرف آن مبادرت می كنندكه با توجه به این نتایج حدود یك سوم معتادان زن دارای سابقه مصرف الكل ۲/۳۰ درصد، مصرف الكل را در سنین كمتر از ۱۹ سالگی آغاز كرده اند و میانگین سن شروع مصرف الكل بین معتادان زن ۲/۲۲ سال است كه در مقایسه با میانگین مشابه برای معتادان مرد ۸/۱۸ سال به گونه ای معنادار بیشتر است.

شیشه راهی کاذب برای لاغری

در سال گذشته بود که رییس پلیس مبارزه با موادمخدر ناجا با بیان اینکه در قانون جدید مبارزه با موادمخدر مجازات درقبال حاملان موادمخدر تشدید میشود خبر داد: « اخیرا مشاهده شده که قاچاقچیان خانمهای ایرانی را به عنوان حاملان مواد مخدر شیشه انتخاب میکنند و آنها به وسیله خودرو به سوریه رفته و از آنجا موادمخدر شیشه را به مالزی ترانزیت میکنند.»

حسین آبادی موضوع ترانزیت موادمخدر شیشه و بکارگیری زنان در این رابطه را یکی از مشکلات جدی دانست

به گفته حاجی لو،"رئيس مركز مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي؛ مصرف شيشه بيشتر در افراد مناطق پايين شهر شيوع دارد.

پیش از این نیز رئیس مرکز مشاوره و مددکاری نیروی انتظامی نیز از افزایش گرایش به مصرف شیشه در میان زنان ایرانی خبر داده و گفته بود: تبلیغات نادرست و اشتباه، مصرف شیشه را در زنان کشور رواج داده است.

در طول چند سال اخیر استفاده از مواد مخدر شیشه برای لاغری زنان در باشگاههای بدن سازی و آرایشگاهها افزایش چشمگیری داشته است.

این روزها سوداگران مرگ در آرایشگاهها و سالنهای بدنسازی با تبلیغات فریبنده و شعارهایی چون تقویت عضلات ، آماده سازی بدن برای پذیرش انواع ورزشهای مناسب برای بدنسازی، ایجاد انرژی و مقابله با چین و چروک پوست، به دنبال طعمه می گردند که زنان نیز در بیشتر موارد گرفتار این تبلیغات می شوند

استفاده از شيشه در ملاء عام و در سطح جامعه در مناطق بالاي شهر كمتر مشهود است و بيشتر حالت پنهاني و مخفي دارد.

قيمت هر سوت شيشه در حدود ۱۲ هزار تومان است و اين مبلغ شايد براي اوايل مصرف خيلي زياد نباشد ولي به تدريج كه شخص به شيشه وابسته شد مجبور است براي مصرف روزي چندين سوت شيشه خريداري كند.

به گفته آسیب شناسان اجتماعی و کنشگران علوم رفتاری؛ماده مخدر شیشه باعث تضعیف بافت عضلانی ، اختلال در سیستم عصبی و مغزی و از بین رفتن قدرت تشخیص جوانان می شود. کارشناسان معتقدند مصرف شیشه برای لاغری دربین زنان به دلیل تبلیغات فروشندگان باعث افزایش استفاده از این ماده در میان زنان شده است.

یک متخصص علوم رفتاري و آسيب شناسي اجتماعي می گوید: روزانه ١۶ زن به دلیل مصرف مواد مخدر دستگیر می شوند.

مجيد ابهري، مشاور كميسيون اجتماعي مجلس با بيان اينكه مصرف شيشه در بين زنان ايراني رو به افزايش است، گفت: «روزانه ۱۶ زن به علت مصرف مواد مخدر دستگير ميشوند.»

در همه دنيا وهمچنين در ایران پرمصرفترين ماده مخدر، حشيش است، اما عوارض شيشه و كراك بسيار بيشتر است و بيشترين آسيب را به فرد معتاد وارد می کند.

یک کارشناس مرکز باز پروری در تهران که نخواست نامش فاش شود ميانگين سني آغاز مصرف شيشه در ايران را ۲۵ سال عنوان کردوگفت : اين در حاليست كه ميانگين سني آغاز مصرف مواد افيوني ۳۱ سال است، البته در سالهاي اخير زنان به مصرف شيشه تمايل بيشتري پيدا كردند.

وي ادامه داد:از سوي ديگر جوانان شهري افرادي هستند كه بدون سابقه مصرف مواد مخدر ديگر بيشتر احتمال دارد به مصرف شيشه روی بياورند. در حال حاضر مصرف كنندگان شيشه يك سوم تختهاي روانپزشكي بيمارستانها را اشغال كرده اند،

علل و راه های درمان 

براساس یافته های یک پژوهش عوامل فردی و خانوادگی در شروع مصرف مواد مخدر بین زنان مهم ترین عامل است اما بیش از دو سوم ۵/۷۷ درصد از كل معتادان مرد به طور مستقیم تحت تاثیرعوامل اجتماعی مبادرت به آغاز مصرف مواد مخدر كردند.

اما در زنان سهم عوامل فردی با ۹/۶۲ درصد نقش بارزی را در گرایش آنان به اعتیاد بازی می كند و همچنین بسیاری از زنان تنش ها و مشكلات موجود در خانواده، عوامل خانوادگی، نبود كنترل و نظارت اعضای خانواده بر رفتارهای خود را از مهم ترین علل روی آورن به مواد مخدر یاد كرده اند

درحال حاضر بسیاری از زنان و دختران  به علت برچسب های جامعه  به  زنان و دختران معتاد  کمتر به مراکز درمانی مراجعه می کنند و بدین ترتیب، اغلب، اعتیاد در زنان و دختران پنهان مانده و بخش قابل توجهی از جمعیت معتادان زن کشور درآمار گنجانده نمی شوند.

موانع زیادی برای ارائه خدمات به معتادان زن و مرد وجود دارد. یکی از مهمترین موانع برای زنان، عوامل اقتصادی- و نیز ساختار روابط خانوادگی است که زنان کمتر تمایل دارند وارد چرخه درمان شوند و از این خدمات استفاده کنند؛ این امر هم به دلیل انگهایی است که به آنها میزنند و هم به دلیل حفظ آبروی فرزندان خانواده.

از عوامل موثر گرایش زنان به مواد مخدر و عدم تمایل به ترک آن می توان  به:

  • رشد نیافتن مهارت های لازم برای توفیق در زندگی
  • .نبود شایستگی فردی برای کسب پایگاه شغلی
  • احساس بازنده بودن در رقابتهای شغلی و به دنبال آن،  ناتوانی در نیل به موفقیت،  ناامنی، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعی،  خشم و بی اعتمادی در خانه، محل کار و مدرسه.
  • توزیع ناعادلانه منابع در آمد
  • تشدید احساس محرومیت نسبی تحت تاثیر فرهنگ جهانی و اقتصاد جهانی

اشاره کرد. و با توجه به روابط نزدیک و صمیمی زنان به نظر می رسد دختران نوجوان نسبت به فشار گروه همسالان در مقایسه با پسران، آسیب پذیر تر باشند و ممکن است به منظور احساس پذیرفته شدن در گروه همسالان، اعتیاد را تجربه کنند. زندگی با یک مرد معتاد نیز از مهمترین علل گرایش زنان به مواد مخدر است.

زنان معتاد در مقایسه با دیگر زنان، مسائل و مشکلات روانی بیشتری دارند. به عبارتی اختلالات افسردگی یا اضطراب، شایع ترین بیماری در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است.

مطالعات نشان داده که رفتارهایی چون خودکشی، آسیب پذیری بالا و عزت نفس پایین دربین زنان معتاد بسیار بیشتر از مردان است و حتی بسیاری از زنان، گرفتار مشکلات بازگشت افسردگی مزمن می شوند.

پدیده های اجتماعی زنان به عنوان همسر، مراقبت کننده و پایه و اساس اخلاق به شمار می آیند. با این حال نگاه مرد سالارانه در جامعه، که اعتیاد زنان را منفی تر از مردان می داند و همچنین سایر نگرش های اجتماعی درباره ناپسند تر بودن اعتیاد زن، یک مانع بزرگ برای درمان آنها به شمار می رود.

حتی زنانی که خود می دانند از یک بیماری رنج می برند این نگرانی درد آور را که دیگران مشکل آنها را بپذیرند همراه خود دارند. آنها می ترسند که خانواده شان، همراه، شریک، و یا جفتشان و یا حتی کارفرمایشان دیدگاه مسلط جامعه را که اعتیاد را یک مشکل اخلاقی می دانند، داشته باشند و آنها را در درمان حمایت نکنند.

بازداشت و زندانی کردن زنان به دلیل خطاهای مرتبط با مواد مخدر در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته،جرائمی نظیر دزدی های کوچک، شریک شدن در برخی جرائم، فروش مواد، روسپی گری و ضرب و شتم و تهاجم.

شکست زنان در ترک اعتیاد بیشتر از مردان است

نکته تاسف انگیز دیگر اینکه افزایش آمار معتادان زن و در پی آن، افزایش آمار کودکانی که معتاد به دنیا میآید را هم به همراه دارد

در اوایل سال جاری بود که یک مقام سازمان مواد مخدر با تایید خبر افزایش آمار کودکان معتاد گفت: اغلب کودکان معتاد حاصل وضع حمل مادران معتاد هستند و درمان آنها در دو بیمارستان امام خمینی و میرزا کوچک خان پیگیری میشود.

کمترین عارضه اجتماعی اعتیاد در زنان متلاشی شدن خانواده است. بر اساس آمار جهانی، اعتیاد در زنان، عوارض خطرناک تری نسبت به مردان ایجاد می کند. برای مثال فاصله زمان اولین تجربه مصرف مواد، تا تزریق در زنان بطور متوسط ۲ سال طول می کشد در حالیکه این زمان در مردان حدود ۸ سال است. با این حساب زنان ۶ سال زودتر از مردان به ورطه وابستگی شدید با درمانی  سخت تر و عوارض جسمی  روانی اجتماعی  به مراتب بیشتر  کشیده می شوند.

مرگ در اثر مصرف مواد نیز در زنان و دختران سریعتر رخ می دهد. به ویژه مصرف بیش از حد، خودکشی و تصادفات ناشی از آثار مصرف برخی مواد، علت اصلی مرگ و میر در زنان معتاد است.

 همچنین به دلیل اینکه اعتیاد در زنان زمینه ساز سایر انحرافات است، استفاده تزریقی از مواد و وجود سرنگ های مشترک، همچنین رابطه جنسی پرخطر در این زنان خطر ابتلای آنها به ایدز، هپاتیت و سایر بیماری های مقاربتی را افزایش می دهد

 مجموعه تحقیقات درباره زنان معتاد نشان می دهد که زنان معتاد و الکلی نسبت به دیگر زنان میزان بیشتری از خشونت را تجربه و تحمل می کنند، یعنی حدود ۹۰ در صد بیشتر

یادآوری این نکته جالب است که در بعد درمان، پیش آگهی بهتری در زنان نسبت به مردان وجود دارد و این مساله امیدواری بیشتری در به نتیجه رسیدن اقدامات درمانی در زنان معتاد ایجاد می کند. اما از سوی دیگر یک سری موانع نیز در مقابل زنان برای اقدام به درمان اعتیاد وجود دارد که باید به آنها توجه کرد.

شاید مهم ترین مانع در این بین، باورها و نگرش های موجود در جامعه در مورد زنان معتاد باشد. اگر چه افراد جامعه می توانند اعتیاد را در مردان یک نوع بیماری فرض کنند اما در مورد زنان معتاد شرایط متفاوت است.

  سفانه اغلب افراد، اعتیاد را در زنان یک موضوع غیر اخلاقی می دانند تا یک بیماری. در واقع نگرش های اجتماعی منفی موجود درباره رفتار غیر اخلاقی زنان معتاد، مانعی بزرگ در راه درمان اعتیاد در زنان به شمار می رود چرا که زنان با درونی کردن نگرش موجود در جامعه مبتنی بر اینکه اعتیاد در واقع نوعی تزلزل اصول اخلاقی در آنهاست از درمان پرهیز می کنند یا از معرفی خود به عنوان معتاد در انظار و مجامع عمومی شرمسار می شوند.

    در حال حاضر هیچ گونه خدمات اختصاصی برای زنان معتاد در ایران وجود ندارد و حتی برخی از خدمات و مراکز فقط به مردان اختصاص دارند. ولی با توجه به اینکه مصرف مواد در زنان، ناهنجارتر از مردان تلقی می شود، زنان معمولا از مراجعه به مراکز درمانی معتادان که بیشترین مراجعه‌کنندگان آن‌ها مردان هستند اکراه دارند.

با توجه به اینکه مراکز درمانی مهم ترین مکان دسترسی به معتادان هستند و بیشترین میزان اطلاعات مربوط به معتادان از این مراکز تامین می شود، شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده می شود

به گفته مدیرکل فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر از هر ۱۰ معتاد ۹/۵ نفر مرد و ۰/۵ زن هستند

بیشترین آغاز به مصرف مواد در بین زنان ازسوی شواهران معتاد است، به این معنی که زنان همسرمعتاد به واسطه اعتیاد شوهرشان معتاد شده اند.

نارنجی ها خاطرنشان کرد: البته این به معنای آن نیست که در رابطه با اعتیاد زنان مشکلی نداریم، چراکه درمان زنان هم به مراتب مشکل تر است. زنان در خانه نقش محوری دارند و ازطرفی رفت و آمدشان هم مثل مردان آسان نیست.

وی ادامه داد: حضور زنان در مرکزی که ۹ نفر مرد و یک زن است، مشکل است و به همین دلایل شکست زنان در ترک اعتیاد بیشتر از مردان است

تاکنون فقط استانهای تهران و اصفهان هرکدام با ۴ کمپ و استان خراسان رضوی نیز با ۳ کمپ در زمینه ترک اعتیاد زنان فعالند و در دیگر استانها از چنین کمپهایی خبری نیست.

نادیده گرفتن و یا توجه اندک به بحث اعتیاد زنان در آینده ای نه چندان دور عواقب ناگواری را بر اجتماع تحمیل می کند. بنابراین اگر اعتقاد بر این است که "ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است" باید برای رفع این معضل اجتماعی، تدابیری اساسی اندیشید

با توجه به موارد یاد شده ، به نظر می رسد نادیده گرفتن و یا توجه اندک به بحث اعتیاد زنان در آینده ای نه چندان دور عواقب ناگواری را بر اجتماع تحمیل می کند..

در حالی که امروزه درهمه جای دنیا به اعتیاد زنان توجه خاصی صورت می گیرد اما در ایران شاهد بی توجهی  مسوولان دست اندرکار در این حوزه هستیم ،چرا که تا کنون اقدامات پیشگیرانه و درمانی خاصی  برای زنان معتاد با توجه به ویژگیهای روحی  و جسمی آنها صورت نگرفته است.   

صرفنظر از این اطلاعات، معضل اعتیاد زنان در ایران چنان فراگیر شده که حتی خود مسوولان نیز نمی توانند آن را انکار کنند.

اما علل گسترش اعتیاد در میان زنان موضوعی است که همواره در مورد آن سکوت می شود. در رسانه های گروهی و در سخنان مسوولان، همواره اعتیاد امری شخصی و خصوصی به شمار می رود و تنها جایی امری اجتماعی  تلقی می شود که جنبه ی “جرم”  داشته باشد.

حتی در بسیاری از موارد، آمار مربوط به اعتیاد زنان در کنار آمار بیماران روانی زن آورده می شود، تا این تصورشایع شود که اعتیاد زنان بیشترناشی از مشکلات روانی است و نه به  دلیل معضل اجتماعی. 

به این ترتیب دیدگاه ارتجاعی جمهوری اسلامی، نسبت به زن معتاد ایرانی بیشتر نمود پیدا می کند چرا که بر این اساس  زنانی که بر اثر مشکلات اجتماعی به اعتیاد روی آورده اند، در فهرست روانی ها و یا مجرمان جای می گیرند....

برچسب‌ها: